b_300_0_16777215_00_images_-5-610x400.jpg

داوطلب سيزدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري گفت: يک بار هم نظامي‌ها مسئوليت اداره کشور را به دست بگيرند، مگر چه اشکالي دارد؟ بپذيريد که در جمهوري اسلامي هيچ سپاهي از اول نظامي نبوده است.

شايد اولين کسي بود که براي انتخابات رياست‌جمهوري سيزدهم اعلام کانديداتوري کرد. سابقه نظامي دارد و ۴ سال هم بر کرسي وزارت دفاع دولت اعتدال تکيه زده است. کانديداتوري‌اش نيز تنور بحث و تحليل‌ها درمورد ورود نظامي‌ها به انتخابات را داغ‌تر کرد، بحث‌هايي از جنس اينکه نظامي‌ها حق حضور در رقابت‌هاي انتخاباتي را ندارند، اما خودش مي‌گويد: «قرار نبوده هميشه من پاگون بيندازم و درجه بگذارم»

قرار مصاحبه‌مان با «سردار حسين دهقان» در ساختماني بود که شباهت زيادي به يک ستاد انتخاباتي داشت. دوربين‌هاي متعدد، پرژکتورهاي استديويي و يک «استيج» مخصوص ضبط برنامه که پس‌زمينه نوک مدادي به همراه لوگويي سبز رنگ که نامش در وسط آن طراحي شده بود، به چشم مي‌خورد.

وقتي از او درباره شعار انتخاباتي‌اش پرسيديم، پاسخ داد «فعلاً براي اعلام شعار زود است»؛ البته از نوشته‌هاي روي تخته وايت‌بردي که در کنار ما قرار داشت، مي‌توانستيم حدس بزنيم که شعارهاي انتخاباتي‌اش چيست. وسط تخته اين جمله نوشته شده بود «ما مردم، با هم، ايران را مي‌سازيم»، در حاشيه‌ها نيز عبارت‌هايي مثل «فرزند روستا، مرد صنعت، جوان جنگ، پير ديپلماسي و …» ديده مي‌شد که هرکدام مي‌توانست کليدواژه‌هايي براي يک شعار انتخاباتي باشد.

حسين دهقان در اين گفتگو دائماً تاکيد مي‌کند که در هيچ دسته‌بندي سياسي نمي‌گنجد و نمي‌خواهد دولتش تنها از يک گروه سياسي تشکيل شود. به اعتقاد او سوگيري‌هاي سياسي افراد براي عضويت در کابينه مهم نيست اما از طرفي مي‌گويد «اگر کسي با رهبري فاصله داشته باشد در دولت من جايي ندارد»

در ديگر مصاحبه‌هايي که داشته، انتقادهايي به برجام کرده است درحالي که در روزهاي امضا و اجراي توافق هسته‌اي، او يکي از مدافعين برجام بود تا جايي که نشان درجه يک لياقت را از رئيس‌جمهور گرفت. وقتي از او پرسيديم انتقادهاي امروزتان به برجام را باور کنيم يا دفاعيات ۵ سال قبل‌تان را؟ مي‌گويد: «من انتقاداتم به برجام را در هيئت دولت گفته بودم، گفتم چرا در اجراي برجام تعجيل مي‌کنيد؟ اما کم توجهي شد»

با حسين دهقان در محورهاي متعددي همچون اختيارات رئيس‌جمهور، ماجراي تست‌هاي موشکي بعد از برجام، رئيس‌جمهور نظامي و دسته‌بندي‌هاي سياسي کشور گفتگو کرديم که مشروح آن به شرح زير مي‌آيد:

*چند وقتي است اعلام کرده‌ايد مي‌خواهيد کانديداي انتخابات رياست جمهوري شويد، چرا تصميم گرفتيد در انتخابات شرکت کنيد؟

بايد بگويم در مقطعي از زمان هستيم که ما را در يک نقطه آغاز از آينده‌اي متفاوت قرار مي‌دهد. ما از يک طرف بيانيه گام دوم مقام معظم رهبري را داريم، از طرف ديگر چشم اندازي که چهار سال از آن باقيمانده، با اعلام زماني که طرح اوليه الگوي اسلامي ايراني پيشرفت مقام معظم رهبري مهلت فرمودند، که در آستانه دوسالگي آن هستيم، همچنين سياست اصل ۴۴ و قانون برنامه هفتم را داريم و وارد قرن جديد شده‌ايم، چهل سال هم از انقلاب اسلامي را پشت سر گذاشتيم و اين مسائل ما را در يک نقطه تصميم‌گيري بزرگ قرار داده است اين تصميم بزرگ در پاسخ به همان پيچ تاريخي است که در فضاي تاريخي و داخل کشور و چه در عرصه جهاني نيازمند تصميمات بزرگ و پرهزينه و با مسئوليتي سنگين است.

بايد بپذيريم نظام اسلامي ما دستاوردهاي شگرفي را در حوزه‌هاي مختلف همچون زيربناها، علم و تکنولوژي، فناوري، توان دفاعي، برنامه‌هاي توسعه و… با خود به همراه داشته ولي در کنار آن ما ناکامي‌ها و ضعف‌هاي جدي هم داشته‌ايم مثلاً در حوزه اقتصاد ما با مسائل مزمن حل نشده و بي پاسخ مواجه هستيم همچون تورم، گراني، رشد نقدينگي، فاصله طبقاتي، نابرابري و عدم دستيابي به رشد پايدار اقتصادي، به عبارتي ما در حوزه اقتصاد کلان با نوعي بي ثباتي روبرو هستيم که پيامدهاي خاص خود را دارد.

در حوزه سياست خارجي نيز ما نتوانستيم به جايگاهي که اقتضاي انقلاب و ظرفيت‌هاي آن است، دست پيدا کنيم در حالي که بسترها و هزينه‌هاي زيادي براي آن داده شده ولي نتوانستيم به هدفمان برسيم. در حوزه سياست داخلي هم ما با گسل‌هاي جدي مواجه‌ايم، حوزه جمعيت و سبک زندگي نيز با مشکلات جدي روبرو است و فاصله بسيار زيادي با مطالبات و آنچه که مطلوب است داريم و اين بدين معناست که ما در آستانه مجموعه تصميماتي هستيم که بيانگر استقرار نظمي باشد که برآمده از مکتب ديني ماست و اين نظم و محصول مي‌خواهد دستاوردهاي نظام باشد و خاستگاهي براي پرشي بزرگ به سوي آينده ايجاد کند. پس ما بايد براي اين برهه از زمان تصميم‌هاي جدي بگيريم.

در اين مقطع زماني و در سال ۱۴۰۰ کساني بايد به عرصه انتخابات بيايند که اولاً بپذيرند اين مشکلات جدي وجود دارد، دوماً حساسيت اين مقطع زماني را با همه وجودشان درک کنند و سوما آماده باشند که با يک تحول گرايي، نوگرايي و بکارگيري فناوري‌هاي نويني که مي‌تواند اين سيستم را بسيج و توانش را بيشتر کند روبرو شوند، افرادي که اين توان را در خود حس مي‌کنند بايد به صحنه بيايند. من با تجاربي که در گذشته کسب کردم فکر مي‌کنم اين توان را دارم و مي‌توانم اين کار را انجام دهم و براي همه مسائل پاسخ روشني دارم.

*هزينه سفرها و تبليغات انتخاباتي‌تان را چگونه تأمين مي‌کنيد؟

بايد بگويم دنبال گدايي و پول گرفتن و تبليغ کردن نيستم و فکر مي‌کنم بايد يک تفاوتي در نگاه به حوزه کمپين را به نمايش بگذاريم، من اين کار را با کانديداتوري خودم به همين کيفيت اعلام کردم. آن زمان که هيچکس حاضر نبود اعلام کانديداتوري کند من اعلام کردم که هستم. من نه پول به مقداري دارم که براي تبليغات بدهم و نه کساني که مي‌خواهند براي تبليغات پول بگيرند را دوست دارم. هرکس در اين حوزه با ديدگاه و رويکرد من موافق است و مي‌خواهد هزينه کند، بدون هرنوع چشمداشت و نگاه به آينده بيايد و کمک کند و من هم با کمال ميل قبول مي‌کنم. هرکه مي‌خواهد در اين زمينه کار کند برود در يک حوزه کار کند و هزينه‌اش را هم بدهد ولي من مراقبم که پول کثيف در سيستم من نيايد.

*اسپانسرهايي بوده‌اند که سراغ شما بيايند و مطالبه‌اي براي دولت آينده از شما داشته باشند؟

بله، در فضاي عمومي انتخاباتي طبيعي است ولي من معمولاً در را به رويشان مي‌بندم.

*مهم‌ترين محور برنامه‌ها و شعار انتخاباتي شما چيست؟

فعلاً براي اعلام شعار زود است، البته شعار ما روشن است. مهم‌ترين بحث اين است که ما بايد وضع معيشت مردم را قابل قبول و در شأن مردم عزيز مان بهبود دهيم. به عبارتي مساله اول ما حوزه اقتصاد است. يادمان نرود که انقلاب ما يک انقلاب فرهنگي و مکتبي بوده اما به دليل مشکلات اقتصادي نتوانستيم معيشت مردم را آنگونه که در شان‌شان است فراهم کنيم، براي فرزندان‌شان شغل و درآمد ايجاد کنيم، مسکن درست کنيم، بهداشت را افزايش دهيم، مساله آموزش را حل کنيم. اين مسائل بايد حل شود، مردم گرفتار اين مسائل هستند و شعار اوليه ما عبور از اين وضعيت بحراني اقتصاد است.

*داشتن برنامه براي پذيرش هر مسئوليتي به ويژه رياست‌جمهوري بسيار مهم است، شما براي اين موضوع برنامه ويژه‌اي تدوين کرده‌ايد؟ براي اين برنامه‌ها با چه کساني مشورت مي‌کنيد و برنامه‌ها در کجا تدوين مي‌شود؟

يکي از مشکلاتي که در کشور ما وجود دارد، دام برنامه، سياست و سند است. ما دائماً در حال برنامه‌ريزي هستيم، دائماً سند مي‌نويسيم و سياست خلق مي‌کنيم اما وقتي اين برنامه‌ها وارد حوزه اجرا مي‌شود فاصله بسيار زيادي بين چيزي که مي‌نويسيم و چيزي که مي‌توانيم انجام دهيم وجود دارد، در نتيجه شکاف انتظاري به وجود مي‌آيد يعني مطالبه‌اي را شکل داده‌ايم ولي نتوانستيم عملياتي بکنيم و سيستم ما در قبال باري که بر دوشش مي‌گذاريم پاسخگو نيست. ما حرف مي‌زنيم و حرفمان جدي است و دلم مي‌خواهد اين را با همه وجود بيان کنم.

ما با نوعي از ناپايداري، عدم تعادل، عدم هم افزايي و درگير بودن، مستهلک کردن انرژي و اصطکاک بين عناصر و اجزا و نوعي گريز از مسئوليت و فرافکني در ساخت اداري کشور مواجهيم. حرف ما اين است، ما نياز به اين داريم که هر کس به جاي خود و هر چيز در جاي خود قرار گيرد اگر مي‌گوئيم عدالت يعني هر کسي در هر مسند و جايگاهي که قرار مي‌گيرد حتماً بهترين و شايسته‌ترين باشد. اگر مي‌گوئيم مناسبات بايد بگوييم هيچ‌گونه رانت، تبعيض و ناروايي نبايد در تعامل افراد با قانون، سازمان، جمعيت و… باشد و همه بايد با هم برابر باشند.

در حال حاضر ما از اين نظم فارغ هستيم نه عناصر و اجزا در جاي خود قرار دارند و نه افراد در جاي مناسب هستند، اگر بگوييم هرکس به جاي خود و هر چيز در جاي خود فکر مي‌کنم بسياري از مشکلات حل مي‌شود.

*تاکنون با گروه‌هاي سياسي، اشخاص و کانديداهاي احتمالي نشست يا جلسه‌اي داشته‌ايد؟

من از زماني که وارد اين حوزه شدم سعي کردم ديدگاه اشخاص و جريانات سياسي را بدانم البته من با مرکزيت جريانات سياسي ارتباط نگرفته‌ام اما با عناصرشان چرا، همه را ديده و صحبت کرده‌ام، نظراتشان را پرسيده‌ام، با افرادي که در مظان کانديداتوري بودند صحبت کردم، اينکه چه برنامه‌اي دارند و چه مي‌خواهند بکنند.

اگر من احساس تفاوت نکنم موضوعيتي براي آمدنم وجود ندارد، چراکه وقتي همه مي‌خواهند يک کار انجام دهند ديگر تکليفي بر آدم نيست. مي‌خواهم در رويکرد، برنامه، روش اجرايي، در تيم سازي و در صحنه سياسي کشور متفاوت و متمايز عمل کنم و بزرگ‌ترين ويژگي اين تفاوت عدم انتصاب سازماني به هرکدام از اين دو گروه سياسي در کشور است. آيا اين بدين معناست که من با اين دو گروه کار نمي‌کنم، خير قطعاً کار مي‌کنم، ما مي‌گوئيم نه اين و نه آن؛ به اين معنا که قرار نيست که کشور در حوزه مديريت و اجرا در انحصار يک جناح سياسي قرار گيرد، مي‌گوئيم هم اين و هم آن چون همه استعداد کشور همين افراد هستند.

پس من به عنوان کسي که در موضع رئيس جمهور قرار مي‌گيرم اين حرف را دارم که بايد قادر باشم تمامي ظرفيت‌هاي انساني، مادي و معنوي کشور را در خدمت توسعه کشور قرار دهم. اين هنر من و مديريت من خواهد بود که منابع و امکانات را ببينم و در عين حال محدوديت‌ها و واقعيت‌ها را هم در کار لحاظ کنم. نتيجه اين مي‌شود که همه با هم کار کنند، ما دنبال اين هستيم که همه در کنار هم به دنبال ساختن ايران باشيم.

*به ائتلاف يا اجماع با گروه‌هاي سياسي يا افراد، فکر کرده‌ايد و يا به شما پيشنهادي شده است؟

هنوز فضاي انتخاباتي در کشور شکل نگرفته است و گروه‌هاي سياسي دارند جلسه مي‌گذارند، هرزمان که معلوم شد چه کسي قرار است بيايد يا چه کار کند آن زمان اين بحث مطرح مي‌شود، دنبال اينکه بگويم من با فلان شخص ائتلاف مي‌کنم نيستم اما اينکه بتوانم حمايت همگان را جلب کنم، حتماً.

*در کابينه از تمام طيف‌ها و گروه‌هاي مختلف استفاده مي‌کنيد؟

حتماً

*سوگيري‌هاي سياسي افراد جهت عضويت در کابينه براي شما مهم است؟

مطلقاً، ولي اگر فردي وابستگي جناحي دارد در موضع کار حق فعاليت سياسي و حزبي ندارد. ما بايد ادارات را از سياست تخليه کنيم. اگر فردي عضو يا حتي مرکزيت فلان جناح سياسي را دارد، آمد در دولت من مسئوليت گرفت، حق ندارد آن حزب و جريان را در دولت نمايندگي کند و حق ندارد سياست آنها را در دولت اجرا کند و آدم‌هاي آنجا را به دولت بياورد.

برفرض بهترين آدمي که دارم، منتسب به فلان مجموعه سياسي است اما هيچ دليلي ندارد زير مجموعه اين فرد در دولت، لزوماً از همان جريان سياسي باشد. به عبارتي طايفه گرايي، تبار گرايي، حکومت خانوادگي، حتي حامي پروري، ممنوع است.

ما حق نداريم که زمان و منابع مردم را خرج خودمان کنيم و به نياز مردم بي توجه باشيم، اين حق را هيچکس ندارد. اگر اين نگاه را پيدا کنيم بدين معناست که ما دولت مردمي هستيم و همه در اين دولت هستند حالا مثلاً فلان جناح سياسي بخشي از جامعه را نمايندگي مي‌کند خب بکند چه اشکال دارد ولي حق ندارد در اداره کشور، کار سياسي کند.

*بنابراين سوگيري سياسي افراد اصلاً مهم نيست، فقط کسي حق اظهار نظر سياسي در دولت را ندارد؟

خير، اداره کشور محل نزاع سياسي نيست. رقابت سياسي در جامعه وجود دارد بايد هم باشد و اگر نباشد جامعه مرده است. رقابت و مبارزه سياسي وجود دارد، در فضاي انتخاباتي هم بايد بيايند و کار کنند اما امروز انتخابات برگزار شد، من يا شخص ديگري رئيس‌جمهور شديم، از اين لحظه به بعد ديگر من رئيس‌جمهور اين فرد، افراد يا گروهي که از من حمايت کردند، نيستم. من رئيس‌جمهور همه مردم هستم و اين گروهي که من را به قدرت رسانده بايد همين حس را داشته باشد، چون قرار است رئيس‌جمهور در خدمت همه مردم باشد نه در خدمت يک بخش که او را حمايت کرده است و از اين مرحله بايد عبور کنيم.

*آقاي احمدي‌نژاد هم زماني مي‌گفتند که من نه اصولگرا هستم، نه اصلاح‌طلب اما در واقعيت اصلاح‌طلبان هيچگاه طرفدار آقاي احمدي‌نژاد نبودند ولي خب جبهه اصولگرا از او حمايت و به او کمک مي‌کردند. به نظر شما اينکه يک رئيس‌جمهور بگويد من تعلق خاطري به هيچ جريان سياسي ندارم، اداره کشور براي او شدني است؟

من نه آقاي احمدي‌نژاد هستم، نه آقاي خاتمي، نه آقاي روحاني و نه آقاي هاشمي، من خودم هستم و تجربه ديگران دست مايه‌اي براي ما است که اگر خطايي رخ داده و اشتباهي انجام‌شده آن را تکرار نکنيم. آيا آقاي احمدي‌نژاد در حوزه دولت خود راحت بود؟ زماني که مطالبات حزبي و گروهي در اداره کشور مطرح مي‌شود همان جا دعوا شروع مي‌شود چون بحث سهم است و هر کس سهم بيشتري مي‌خواهد و بايد بر اين موضوع نقطه پاياني گذاشت. رانت، تبعيض، حزب گرايي و هر چه که هست بايد پايان يابد.

از منظر من در کشور ما سه عنصر در تعامل باهم کار مي‌کنند؛ «رهبري، نظام سياسي و مردم» که هرسه عنصر ذيل پرچم اسلام هستند. نه کسي حق دارد و مي‌تواند با رهبري نزاع کند، نه کسي مي‌تواند در موضع سياست و قدرت قرار بگيرد و با مردم کار نداشته باشد و خود را تافته جدا بافته بداند و خود را ارباب و مردم را رعيت بداند و نه مردم بايد دولت را يک دولت غريبه بپندارند چون دولت از خود مردم است.

*شايد براي مردم اين سوال پيش بيايد که شما خود را به کدام يک از جريان‌هاي فکري در جامعه نزديک مي‌دانيد؟

ولايت و انقلاب.

*يعني به لحاظ انديشه‌اي خودتان را در چارچوب هيچکدام از دسته‌بندي‌هاي سياسي نمي‌دانيد؟

خير، مطلقاً، معيار سنجش و ارزش گذاري من ميزان همراهي و اطاعت از رهبري است، در زمان امام حضرت امام و امروز مقام معظم رهبري.

*يعني شاخص‌تان براي به کارگيري افراد در دولت، فقط ولايت و انقلاب است؟

بله همينطور است. يعني اگر کسي با رهبري فاصله داشته باشد در دولت من جايگاهي ندارد. اگر کسي نظام را قبول نداشته باشد اصلاً با من چه کار مي‌تواند داشته باشد؟ اگر کسي نمي‌خواهد در خدمت مردم باشد خب حتماً در دولت من جايي ندارد.

*شما در دولت‌هاي مختلف حضور داشته‌ايد و با مشکلات دولت از نزديک آشنا هستيد، اختيارات دولت را مي‌دانيد، برخي مي‌گويند در ايران بين مسئوليت‌هاي رياست‌جمهوري و اختيارات آن فاصله زيادي وجود دارد و رئيس‌جمهور بايد پاسخگوي کارهايي باشد که اختيارات آن را ندارد.

خب رئيس‌جمهور مثلاً در چه حوزه‌هايي اختيارات ندارد؟

*مثلاً در حوزه نظامي.

رئيس جمهور هيچ مشکلي در اين حوزه ندارد.

*خب عده‌اي مي‌گويند چرا نهادهاي نظامي نبايد به طور مستقيم زير نظر رئيس‌جمهور باشند؟

قانون اساسي مي‌گويد نهادهاي نظامي بايد مستقيم زير نظر رهبري باشد.

*نهادهاي اقتصادي زير نظر رهبري چطور؟ خب اين نهادها خارج از اختيارات رئيس‌جمهور کار مي‌کنند.

آيا رئيس‌جمهور نتوانسته در اين نهادها سياست گذاري کند؟

* يعني رئيس‌جمهور اختيار سياستگذاري در اين نهادها را دارد؟

حتماً مي‌تواند سياست گذاري کند. آيا مي‌شود کسي در اين کشور فعاليت اقتصادي کند اما مجوز فعاليت را قانون و دولت فراهم نکند؟ اين‌طور نيست. قاعدتاً کسي که مي‌خواهد کانديد رياست جمهوري شود بايد حتماً بداند قانون اساسي چيست، قانون اساسي براي رهبري، مردم، مجلس، قوه قضائيه چه ارکاني دارد و براي ارکان عمومي قدرت و اداره کشور چه جايگاه، خاستگاه و چه نقشي قائل است. يعني رئيس جمهور، رئيس جمهور قانون اساسي است. من مي‌خواهم رئيس جمهور قانون اساسي شوم؛ رئيس‌جمهور قانون اساسي ديگري که نيستم.

ما ۴۲ سال تجربه اداره کشور را داريم و تا به حال هفت رئيس جمهور را تجربه کرده‌ايم. سه نفر از اين رؤساي جمهور براي قبل از اصلاح قانون اساسي و چهار نفر از آنها براي بعد از اصلاح قانون اساسي بودند.

حال سوال من اين است کساني که آمدند رئيس جمهور شدند يا کساني که حرف نمي‌زنند اين گذشته زماني برايشان مورد تعمق و بررسي بوده يا خير؟ قانون اساسي را مي‌شناختند يا خير؟ پس وارد عرصه‌اي شدند که قاعدتاً بايد بازيگران، نقش‌هايشان، نفوذشان قدرت و تاثيرگذاري‌شان را مي‌شناختند و بايد مي‌دانستند که وارد يک فضاي چندبعدي با عناصر مختلف مي‌شوند. خب اول بايد حساب مي‌کردند مي‌توانند اين کار را انجام دهند يا خير؟ چرا مي‌گذارند اواسط کار يا اواخر کار مي آيند مي‌گويند نمي‌گذارند يا نمي‌شود. خب يا از اول مي‌دانستند اما الان نابه جا مي‌گويند يا نمي‌دانستند و باز هم نابجا مي‌گويند.

مني که مي‌خواهم وارد عرصه سياست و قدرت شوم بايد بدانم در چه فضايي و با چه کساني مي‌خواهم کار کنم و چه تعاملاتي کار من را موفق يا ناموفق مي‌کند. عقل به من مي‌گويد بايد بسنجم و درست عمل کنم. بايد براي اين کلمه نمي‌شود و نمي‌گذارند نقطه‌ي پاياني بگذاريم.

در وزارت دفاع زماني که يک محصول پيچيده را به دست مي‌آورديم يک شعاري داشتيم و آن اين بود که خواستيم توانستيم. اگر در کنار کلمه مي‌توانيم يک اراده قوي نباشد اتفاقي نمي‌افتد. من فکر مي‌کنم بايد بر اين فرافکني و ارجاع به يک مرجع موهوم نقطه پايان بگذاريم. رئيس جمهور بايد با قانون، اختيارات و تعاملات مسائل موجود را حل کند. کسي حق ندارد پشت ديوار بماند و بگويد راهي نيست. هميشه ديوار، سد و مانع وجود دارد و بالاخره بايد ديوار را برداشت و يک راهي پيدا کرد، اينکه ما بنشينيم و ديگران را متهم کنيم نشان مي‌دهد که مسئوليت‌پذير نيستيم و نمي‌خواهيم پاسخگو باشيم، اگر ما مسئوليت پذير باشيم و بخواهيم پاسخگو باشيم بقيه مسائل حل مي‌شود.

* به نظر شما چرا در اکثر دولت‌ها مي‌بينيم که بعد از يک زماني مي‌گويند نمي‌گذارند ما کار کنيم؟ چرا اين افراد اين مسائل را مطرح مي‌کنند؟

يکي به دليل فضاي انتظاري است که فرد کانديدا در جامعه مطرح مي‌کند. يعني براي اقشار و طبقاتي از جامعه مطلوبيت‌هايي را مطرح مي‌کند که در اصل پاسخي به مطالبات آنهاست و در مرحله عمل قادر نيست خواسته‌ها و مطالبات را عملي کند و اينجا بايد يک جوري خود را توجيه کند. کم هزينه‌ترين توجيه اين است که بگويد نمي‌گذارند، نمي‌گويد که نتوانسته است.

ما بايد ياد بگيريم از مردم عذرخواهي کنيم، با مردم صريح و باصداقت حرف بزنيم، مردم را نامحرم ندانيم، بدانيم مردم ولي نعمت ما هستند، اگر قدرت و جايگاهي هست مردم به ما داده‌اند و حالا حق دارند مطالبه داشته باشند ولي يکسري تکاليف هم دارند و من هم يکسري وظايفي دارم.

اگر رئيس‌جمهور هر کسي که هست بيايد به مردم بگويد من به شما قول دادم رشد پنج درصدي در کشور ايجاد مي‌کنم اما بدانيد به اين سه دليل نمي‌توانيم اين کار را انجام دهيم، نه اينکه بگويد نمي‌گذارند و نمي‌توانيم. چه کسي نمي‌تواند؟ رئيس‌جمهور جدا از مردم نيست. دولت با مردم معنا پيدا مي‌کند. دولت بايد بتواند اين همراهي را با خود داشته باشد و تنها راه آن پذيرش مسئوليت، صداقت، شفافيت و پاسخگو بودن است.

به نظر من اگر ما بگوييم مردم ما مي‌خواستيم فلان کار را انجام دهيم ولي به اين دلايل نتوانستيم، مردم از ما مي‌پذيرند ولي وقتي بگوييم نمي‌گذارند، نشده و …، پس به چه دليل آمديد شما که مي‌دانستيد اين موانع وجود دارد.

*جامعه ما درگير مشکلات فراواني است که شما هم اشاره کرديد، به نظر شما رئيس‌جمهور آن‌قدر اختيارات و توان دارد که اين مشکلات را برطرف کند؟

اگر رئيس‌جمهور نمي‌تواند مشکلات را حل کند، يعني نظام سياسي ما از قابليت‌هاي مقابله يا مواجهه با مسائل امروز جامعه و جهان برخوردار نيست، پس اشکال جاي ديگري است، ما چنين چيزي را قبول نداريم. اگر قبول کرديم که هر رئيس‌جمهوري که آمده کار به اينجا ختم شده است، پس ديگر ساختار قدرت و نظام سياسي ما قادر به مقابله، مواجهه و حل مسائل و مشکلات دروني و بيروني جامعه نيست که به نظر من اين‌طور نيست.

*يک حرفي که از دوره اصلاحات باب شده بود که رئيس‌جمهور صرفاً تدارکاتچي است، به نظر شما واقعاً اين‌طور است؟

اين را آقاي خاتمي در آخرين سخنراني‌هايش گفت. خب چرا از اول اين حرف را نزد، همان اول مي‌گفت مردم جز تدارکات از من چيز ديگري نخواهيد. من قادر به حل مسائل و مشکلات کشور نيستم، وقتي براي انتخابات تبليغات مي‌کردند همين حرف را مي‌گفتند. آقاي احمدي‌نژاد هم با خانه‌نشين شدن اين حرف را زد، در اصل او با بيانش و اين با عملش گفت.

ببينيد اين موضوع قابل پذيرش نيست کسي که در رأس يک قوه و آن هم قوه اصلي اداره کشور و نماينده مردم است بيايد و در پايان دوره‌اش چنين حرفي بزند.

*نهادهايي هستند که مانع کار دولت باشند؟

خير، اين به اين دليل است که دولت حوزه‌هاي مسئوليت خودش را اشغال نمي‌کند. هيچکس در اين کشور احساس نمي‌کند که بايد کشور را رها کرد، وقتي رهاشدگي به وجود مي‌آيد يک عده چون نظام و مردم را دوست دارند کار را به دست مي‌گيرند.

اگر دولت فضاي مسئوليتي و کاري خود را اشغال کند ديگران همکار دولت مي‌شوند. مثلاً فرض کنيد شخصي مي‌گويد آدم‌هاي من خط قرمز من هستند يعني اگر تخلف کرد کسي حق اعتراض ندارد و شخصي مي‌گويد هر کسي اگر مشکلي داشت من به عنوان رئيس‌جمهور اولين فردي هستم که شاکي فرد خاطي خواهم بود. آيا فضا فرق نمي‌کند؟

ما بايد بپذيريم که هر کسي هر سازماني يک جايگاه، يک نقش و مأموريتي دارد. قوه قضائيه مي‌خواهد با فساد مبارزه کند، من به عنوان مسئول اداره کشور بايد با فساد مبارزه کنم و قوه قضائيه به من کمک کند. من بايد از وقوع جرم پيشگيري کنم چون ارکان اجرايي در اختيار من هستند و قوه قضائيه هم حتماً کمک مي‌کند و سنگ جلوي پاي من نمي‌اندازد.

* تجربه نشان داده مردم به کانديدايي که در دولت مستقر مشغول بوده روي خوش نشان نمي‌دهند. با توجه به اينکه شما در دوره آقاي روحاني ۴ سال مسئوليت وزارت دفاع را داشتيد و شما را به دولت روحاني منتسب مي‌دانند، چطور اين نگاه سياسي را تغيير مي‌دهيد؟

جامعه به دنبال اين مسائل نيست، اگر برخي القا نکنند.

*شما در گذشته مدافع برجام بوديد اما اين روزها نقدهايي بر برجام وارد مي‌کنيد، اينکه دولت تمام اميدش را منوط به توافق کرد و تمام سرمايه‌اش را در سبد برجام گذاشت و يا اينکه سيگنال‌هاي بدي مخابره کرد. آيا اين نقدهايي که امروز به برجام وارد مي‌کنيد به خاطر ناکامي‌هاي امروز برجام است و شما هم مي‌خواهيد به اين پيکره فروافتاده ضربه‌اي بزنيد؟ چرا آن زمان اين نقدها را نمي‌گفتيد؟

برجام مذاکراتي است که در مقطعي از زمان انجام شد و عقلاني‌ترين موضعي بود که نظام مي‌توانست داشته باشد. در آن فضا و آن شرايطي که ما قرار داشتيم بايد مذاکره مي‌کرديم و بايد دنبال برجام مي‌بوديم چون برجام دنبال اين بود که حق غني‌سازي هسته‌اي ما را رسميت بدهد تا بعد بتوانيم به صورت صلح‌آميز از همه امکاناتي که انرژي هسته‌اي ايجاد مي‌کند استفاده کنيم، اين اصل اوليه بود و امروز هم همين طور است. در واقع ما به دنبال اتهاماتي که آنها به ما زدند نبوده و نيستيم که بخواهيم سلاح هسته‌اي درست کنيم. براي اينکه ما اين فناوري و اين چرخه سوخت را داشته باشيم برجام همواره جز مطالبه اصلي ما بوده و خواهد بود و به هيچ عنوان هيچکس نمي‌تواند روي اين موضوع معامله کند. کاري که برجام کرد اين بود که چرخه سوخت و غني‌سازي براي ما پذيرفته شد بعد از NPT هيچ کشوري اجازه نداشته که به اين حد از فناوري دست پيدا کند، برجام براي اين بوده که ما بتوانيم اين حق را براي خود تثبيت کنيم.

وقتي ما قطعنامه ۲۲۳۱ را پذيرفتيم که برجام هم ضميمه آن است، هم در طول دوران مذاکره و هم بعد از آن در دوران اجرا مشکل داشتيم و اگر نقدي مي‌کنيم بر همين موضوع است. ما آن زمان در دولت هم اين حرف را زديم که چرا تعجيل مي‌کنيد و اينکه اينها به راحتي به ما امکاني نمي‌دهند که اوضاع ما را عوض کند و حداقل ۲ تا ۳ سال بازه زماني نياز داريم و… من قبلاً اين حرف‌ها را زده‌ام. اينکه ما در اجرا تعجيل کرديم و اينکه نتوانستيم به نوعي تنازل بخشي کنيم و چه ملاحظاتي که مجلس پيشنهاد کرد و چه بعداً حضرت آقا هنگام ابلاغ مصوبات شوراي عالي امنيت ملي اشاره فرمودند، اينها به اعتقاد من کم توجهي شد و علت اين کم توجهي اين است که ما عجله کرديم و خواستيم سريع به خواسته‌هايمان برسيم.

اما از سوي ديگر، طرف مقابل هيچ عجله‌اي نداشتند و به نوعي بين خواسته‌هاي ما و اقدامات طرف مقابل نابرابري وجود داشت و بعد از اينکه رئيس‌جمهور آمريکا از برجام خارج شد کلاً اين فرآيند متوقف شد. اگر ترامپ از برجام بيرون نمي‌رفت با توجه به عناصر پيش‌بيني شده، مي‌شد کارهايي انجام داد که حالا ديگر گذشته، من هميشه اين ديدگاه را در مورد برجام داشتم و همان زمان در سال ۹۴ هم عنوان کرده بودم.

* بعد از اينکه ترامپ در سال ۹۷ از برجام خارج شد، هم اطرافيان دولت و هم گروه‌هاي سياسي دليل خروج آمريکا از برجام را موشک پراکني‌هاي بعد از برجام عنوان کردند يا اينکه رونمايي از شهرهاي موشکي يا پروژه موشک عماد که بعد از برجام اجرايي و عملياتي شد، ديدگاه شما در خصوص اين ادعا چيست؟ اين ادعا چقدر درست است؟

وقتي که ما برجام را پذيرفتيم و قطعنامه ۲۲۳۱ صادر شد، يک ذهنيتي در داخل و بيرون از کشور به وجود آمد که از اين لحظه به بعد ديگر توليد و تست موشکي در کشور متوقف خواهد شد، يعني هم در داخل و هم خارج اين را گفتند. داخلي‌ها گفتند برجام محدوديت‌هايي را براي ما ايجاد مي‌کند پس نبايد بشود، بيروني‌ها هم گفتند برجام اين اثر بازدارندگي را دارد.

اولين تست موشکي را من هفته بعد از برجام با موشک عماد انجام دادم و رسماً هم اعلام کرديم که برد آن دو هزار کيلومتر است و هيچکس در دنيا نگفت که اين نقض برجام است، همه گفتند که حق ايران است. ما تست موشک را براي تثبيت برجام انجام داديم نه براي اينکه برجام را زير سوال ببريم. در قطعنامه ۲۲۳۱ يک بندي آمده است و ضمن خود برجام مطالبي هست که اقدامات ما نقض برجام نيست. ما خواستيم اثبات کنيم و اثبات شد.

* تست موشک عماد نقض روح برجام هم نبود؟

به هيچ عنوان نقض روح برجام نبود

*تست موشک عماد کاملاً با نظر شوراي عالي امنيت ملي بود؟ کسي مخالفت نکرد؟

خير، مطلقاً کسي مخالف نبود.

*پس چرا آقاي روحاني به عنوان رئيس شوراي عالي امنيت ملي در انتخابات سال ۹۶ انتقادات صريحي به شهر موشکي و شعاري که روي موشک نوشته شده بود، داشتند و گفتند اينها براي ضربه به برجام بود؟

هرکسي مي‌تواند هر تحليلي داشته باشد، اينها مسائلي است که در فضاي تبليغاتي و بزن بکوب مطرح مي‌شود. در فضاي انتخاباتي شخص براي جلب رأي مردم حرف مي‌زند و به اين کارها کاري ندارد.
*در يکي از مصاحبه‌هايتان گفته بوديد که دولت مخالف رزمايش‌هاي موشکي نبود و رئيس‌جمهور با رسانه‌اي شدن آن مشکل داشت؟

همينطور است، من کار خودم را انجام دادم. بايد بگويم هيچ مانعي در مسير توليد و تست محصولات موشکي ما وجود ندارد، هر زماني که احساس کرديم بايد براي تثبيت فناوري‌هاي خودمان يک موشکي را تست کنيم، اين کار را انجام داديم.

* مسأله‌اي که اخيراً با آن روبرو بوديم اقدامات خرابکارانه رژيم صهيونيستي در نطنز و ترور آقاي فخري‌زاده و يکسري اقدامات ديگر در ايران بود، برخي معتقدند عدم پاسخ ايران به اينگونه اقدامات باعث گستاخ شدن اسرائيل شده و مي‌گويند سياست اتخاذ شده و مصلحت انديشي باعث بروز اين اتفاقات شده است، نظر شما در اين خصوص چيست؟

هر موضوع يا پديده‌اي را مي‌شود به گونه‌اي تحليل سياسي کرد، اينکه چقدر با اطلاعات و واقعيت انطباق دارد مهم است. ما نسبت به يک موضوع واقعي صحبت مي‌کنيم و تحليل ارائه نمي‌کنيم که چه اتفاقي مي‌تواند بيفتد، اين اتفاق افتاده است.

اين را به طور يقين بدانيد اسرائيل، عربستان و آمريکا همواره به دنبال ضربه زدن به ما هستند. ما اگر بگوييم اين‌طور نيست يا بايد به خودمان شک کنيم يا به آنها. آنها اگر بتوانند نفوذ کنند، مي‌کنند، اگر بتواند تحريم کنند، مي‌کنند و اگر بتوانند بزنند، مي‌زنند، هر کار بتوانند مي‌کنند. چيزي که ما بايد درک کنيم اين است که وارد ميدان بازي که ديگران مي‌سازند نشويم. گفتيم پاسخ ما هوشمندانه خواهد بود يعني زمان، مکان و نوعش را ما انتخاب مي‌کنيم. اسرائيلي‌ها دنبال اين هستند که آستانه تنش را در منطقه بالا ببرند و يک جنگي را مجدداً در منطقه برپا کنند اما ما اين اجازه را به آنان نخواهيم داد و قطعاً نمي‌دهيم. اين‌طور نيست که ما ضربه را دريافت مي‌کنيم و زير سيبيلي رد مي‌کنيم، خير اين‌طور نيست، ما به موقع ضربه را خواهيم زد.

*موضوعي که در فضاي مجازي خيلي شنيده شده و عده‌اي سعي کردند آن را مورد تمسخر قرار دهند، انتقام سخت يا پاسخ قاطع دادن است، سوال اينجاست پس انتقام سخت چه شد؟

اين يک نوع تحميل است و نوعي انفعال ايجاد مي‌کند. ما به مسئولين و به نظاممان اعتماد داريم، وقتي رهبري يک چنين مسأله اي را عنوان مي‌کنند به اين معناست که امري تخلف ناپذير است اما اگر کسي بخواهد هر نوع روشي يا هر نوع پاسخي را تحميل کند که ما بخاطر اينکه گفتيم پاسخ سخت مي‌دهيم ديديد اين کار را کرديم، اين اتفاق در کشور نمي‌افتد و ديگران مي‌خواهند اين اتفاق را رقم بزنند، به عبارتي اين هم يک ميدان بازي است که ديگران مي‌خواهند تعريف کنند تا ما را وارد بازي خود کنند و ما اين کار را نخواهيم کرد.

*با توجه به اينکه شما سال‌ها در عرصه نظامي فعاليت کرديد با اعلام کانديداتوري از طرف شما خيلي‌ها گفتند نظامي‌ها مي‌خواهند بيايند و دولت را در دست بگيرند و انتقادات زيادي شد، نظر شما در اين خصوص چيست؟ آيا اين سابقه نظامي با اينکه بخواهيد به عرصه ديگري وارد شويد منافاتي دارد؟

اين سوال ديگر کهنه شده است.

*آيا اين موضوع به خاطر نظامي هراسي است که از سال ۹۲ با آن دوگانه سرهنگ و حقوقدان شروع شد؟

خير، ريشه در آن موضوع ندارد. آن يک شليک مؤثري بود که آقاي روحاني به آقاي قاليباف کرد ولي جامعه با اين موضوع کاري نداشت.

* برخي اين طور مطرح مي‌کنند که نظامي‌ها به حقوق شهروندي اعتقاد ندارند، به آزادي‌هاي سياسي اعتقاد ندارند، به جامعه مدني اعتقاد ندارند، از اين جهت مناسب اداره جامعه نيستند.

يک نگراني وجود دارد و آن اين است که ممکن است روزي نظامي‌ها بخواهند اداره کشور را به عهده بگيرند و کودتا کنند که اين امکان ندارد. در کشور ما هرگز اين اتفاق نمي‌افتد و از اين بابت نبايد نگران بود. خب يک بار هم نظامي‌ها حکومت را به دست بگيرند، مگر چه اشکالي دارد. بپذيريد که در جمهوري اسلامي ايران هيچ سپاهي از اول نظامي نبوده است.

من دانشجو و مبارز قبل از انقلاب بودم، دانشگاه تهران و در دانشکده فني تحصيل مي‌کردم و به ميدان مبارزات رفتم و بعد از پيروزي انقلاب گفتيم دوره تثبيت نظام خيلي مهم‌تر از دوره مبارزات براي براندازي نظام قبلي است، ما رفتيم مسئوليت تثبيت نظام را به عهده گرفتيم و من قرار نبوده هميشه پاگون بيندازم و درجه بگذارم در حالي که هميشه در اين لباس با همان نيت اوليه ماندم.

سپاهي‌ها هميشه هم سياسي بودند، هم نظامي، هم امنيتي، هم فرهنگي، هم اجتماعي و هم اقتصادي چون هميشه سپاه اين کارکرد را داشته، حالا چه اشکال دارد که فردي بخواهد وارد حوزه اداره کشور شود.

يک وقت مي‌گوئيم سپاه يا ارتش يا نيروهاي مسلح اراده کردند که فلاني را رئيس‌جمهور بکنند، خب چنين چيزي اتفاق نمي‌افتد و يک وقت مي‌گوئيم يک نفر سپاهي با همه ظرفيت‌هاي سپاه، نيروهاي مسلح و بسيج مي‌خواهد رئيس‌جمهور بشود و اين هم ممکن نيست اما حالا يک سپاهي آمده خودش را در معرض انتخاب مردم قرار داده است، بايد شوراي نگهبان بررسي کند، تأييد صلاحيت کند، بيايد مبارزه کند و رأي آورد. هيچ زور و اجباري در کار نيست.

اين آقايان در تاريخ بررسي کنند که چه کساني نقطه آغاز تحولات اساسي در کشورهاي توسعه يافته و پيشرفته بودند. امير المومنين (ع) يک نظامي بودند که اسدالله هم لقبشان بودند. امام حسين (ع) سياسي، نظامي و فرمانده جنگ و امام مسلمين بودند. اين حرف‌ها يک نوع القاي شبهه و يک نوع هراس‌افکني است، نوعي سست کردن مباني فکري و اعتقادي است که من نمي‌پسندم.

* به نظر شما در اين سال‌ها دستگاه سياست خارجي و سياست دولت در حوزه روابط بين‌الملل، ترمز اقتدار نظامي ما نشده است؟

خير، اما تحريم‌ها شده است. تحريم‌ها ممکن است محدوديت‌هايي در حوزه دفاعي و صنايع نظامي براي ما به وجود آورده باشد ولي از سويي هر زمان که ما را تحريم کردند سعي کرديم خودمان بسازيم، در واقع تحريم‌ها فقط کمي هزينه و تأخير زماني براي ما ايجاد کرده ولي اينکه سياست خارجي ما منجر به کاهش توان دفاعي ما شده باشد، موضوعيت ندارد.

*منظور از اقتدار نظامي به معناي اقدامات متقابل در مقابل اقدامات دشمن است.

هيچ ربطي به دولت و وزارت خارجه ندارد.

پس در اختيار چه‌کسي است؟

شوراي عالي امنيت ملي بررسي مي‌کند، شرايط را در نظر مي‌گيرد، تقديم حضرت آقا مي‌کند، ايشان تصميم مي‌گيرند و اقدام مي‌کنند. کليت مملکت از يک منظر صاحب دارد و از يک منظر اجرائياتش بي صاحب شده است.

*اولويت اول شما در سياست خارجه چيست؟

بنده سعي مي‌کنم در همه زمينه‌ها حرف نزنم و بيشتر کار کنم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تاریخچه حزب

در حال آماده سازی این بخش ......

اطلاعات تماس

آدرس: تبریز - خیابان رسالت - روبه روی قنادی - دفتر حزب همت 

دفتر: ۳۴۴۱۰۱۰۶ (۰۴۱)

پیام کوتاه: به زودی ....

 ایمیل:info@hemmatp.ir

تلفن ضروری : ۰۹۳۳۶۱۷۳۹۴۹ ( پتره )